عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

219

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

مقرر گشته ، دست يابند . اينان در واقع مزدورانى هستند كه براى أجرت كار مىكنند . بر خلاف محبين كه بندگانى خالص براى محبوب خويش‌اند ، و چشمداشت هيچ اجرتى در برابر اعمال خود ندارند . محبت نشانهء طايفه‌اى است [ كه سير الى اللّه مىكنند ، و با آن شناخته مىشوند و به آن نسبت داده مىشوند . ] و عنوان طريقت است . [ عنوان چيزى است كه در ظاهر شىء آشكار مىشود و بر باطن آن دلالت مىكند . و محبت چيزى است كه آثار آن در سيماى ارباب طريقت و احوال و اعضا و جوارح ايشان آشكار مىشود به‌گونه‌اى كه نمىتوانند آن را كتمان كنند . و اين آثار دلالت بر احوال طريقت در باطن ايشان مىكند . ] و معقد نسبت مىباشد ، [ يعنى چيزى است كه توسط آن نسبت عبوديت و ربوبيت ميان مخلوق و خالق ، به محبيت و محبوبيت ، منعقد و برقرار مىگردد . ] و هى على ثلاث درجات : الدرجة الأولى محبّة تقطع الوساوس ، و تلذّ الخدمة ، و تسلى عن المصائب . و هى محبّة تنبت من مطالعة المنّة ، و تثبت باتّباع السنّة ، و تنمو على الإجابة للفاقة . محبت بر سه درجه است : درجهء نخست ، محبتى است كه [ هرگونه ] وسواس [ و تردد ] را [ از ريشه ] قطع مىكند ؛ [ زيرا محبّ تنها محبوب خود را مشاهده مىكند ، و تنها به سوى او جذب مىشود ، و ازاين‌رو هيچ ترددى در او نيست ، و شيطان راهى به سوى او نمىيابد كه در او نفوذ كند ؛ چرا كه او خالص و مخلص گشته است و شيطان ، به نقل قرآن كريم ، گفته است : « فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » « 1 » به عزتت سوگند همهء آنها را گمراه خواهم كرد مگر بندگان خالص تو ، از ميان آنها . و اين استثنا را از آن رو ذكر كرد كه خداى تعالى خطاب به او فرمود : « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا

--> ( 1 ) - 38 / 82 - 83 .